درس اخلاق حجه الاسلام والمسلمین فقیهی مورخ ۱۳۹۸/۰۷/۰۸

به گزارش روابط عمومی، درس اخلاق موسسه عالی فقه و علوم اسلامی با حضور حجت‌الاسلام‌والمسلمین استاد سید احمد فقیهی برگزار گردید.

در این جلسه که روز دوشنبه ۸ مهرماه با حضور طلاب و مسئولین موسسه برگزار شد حجت الاسلام و المسلمین فقیهی با اشاره به اهمیت مسئله توحید بیان داشت: وقتی وجود مبارک پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم مبعوث به رسالت شدند تمام دعوت ایشان یک کلمه بود، قولوا لا اله الا الله تفلحوا و ما باید بگردیم کسانی را پیدا کنیم که این دعوت پیامبر را باور کرده باشند که جز خدا معبودی نیست.

ایشان در ادامه به بیان نوع مواجهه­ی قرآن کریم با حوادث و اتفاقات و تفاوت آن با نگاه عامه­ی مردم پرداخته و افزودند: وقتی قابیل برادرش هابیل را کشت دید بدن برادرش روی زمین افتاده است متحیر شد که چه کار کند؟ چه اتفاقی افتاد؟ ما می گوییم کلاغی آمد و به او راه دفن کردن بدن برادرش را یاد داد. اما آیا قرآن هم همین را می گوید؟ قرآن چه می فرماید: فبعث الله غرابا. قرآن می گوید خدا بود که کلاغی را فرستاد. ما دقیقا همانی را که قرآن می خواهد بفرماید همان را حذف می کنیم. در جنگ بدر چه اتفاقی افتاد؟ ما می گوییم مسلمانها پیروز شدند. اما هیچ کجای قرآن نداریم که مسلمان­ها پیروز شدند. بلکه قرآن کریم می فرماید: و لقد نصرکم الله ببدر. خدا در جنگ بدر پیروزتان کرد. این معنا در زندگی های ما نیست. سر زبانمان هم نیست در قلبمان هم نیست. این خدا نه سر زبانمان است و نه در قلبمان و نه در زندگی مان.

ایشان با بیان نگاه غیر قرآنی ما در طول شبانه روز بیان داشتند: میگوییم صبح از خواب بیدار می شوم، صبحانه ام را می خورم، لباسهایم را می پوسم، می روم سرکارم، پول در می آورم و شب هم به سلامتی بر می گردم و به آسودگی می خوابم. همه اش شد من! خدا هم در این زندگی پیدا می شود؟ اینهمه قرآن کریم می فرماید اذکروا الله ذکرا کثیرا، و سبحوه بکره و اصیلا و یا الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و علی جنبوبهم اما ما از این معنا غافل هستیم. می پرسی کجا بودید؟ می گوید رفتم به سلامتی مشهد و آمدم، میمش را هم اشباع می کند که یعنی من این کار را کردم. آیا خدا هم در جایی از این مسافرت بود؟ وقتی خدا حتی سر زبانمان هم نیست قطعا در قلبمان هم نیست و در نتیجه در عملمان هم نیست. خیلی چیزها که سر زبان آدم هست در قلبش نیست و خیلی چیزها که در قلبش هست در عملش نیست. ما که خدا حتی سر زبانمان هم نیست دیگر معلوم است در قلب و عملمان وضع به چه شکل است.

این استاد اخلاق حوزه با اشاره به مشکلاتی که نبود یاد خدا در زندگی بشر به وجود آورده است افزودند: وقتی خدا در زندگی نبود درسمان لنگ می شود، زندگی مان لنگ می شود، رزق و روزیمان لنگ می شود، اعصابمان سر جایش نیست. می دانید الان اعصاب انسانها درب و داغان است. من شنیده ام بیشترین قرصی که در دنیا مصرف می شود قرص اعصاب است. میخواهند اعصابها را با قرص درست کنند. خب با قرص که درست نمی شود تازه ضعیف تر هم می شود. این قرص ها اعصاب را تقویت که نمی کند. برخی می گویند یک قدری شهریه ها را زیاد کنید طلبه ها از اضطراب در بیایند. در می آیند؟ در جامعه یک مثدار اجناس فراوان تر شود و ارزان شود اضطراب ها تمام می شود؟

ایشان سپس به ذکر خاطره ای از حضرت آیت الله بهجت پرداختند و گفتند: یک زمانی علمای اصفهان آمده بودند قم خدمت مراجع که بگویند شهریه طلبه های اصفهان کم است یک مقدار شهریه ها را بیشتر کنید. یکی از علمای اصفهان هم عموی ما بودند. صبح رفتند خدمت مراجع و عموی ما هم ظهر آمدند منزل ما. از ایشان پرسیدم چطور شد؟ گفتند رفتیم برخی از مراجع گفتند اضافه می کنیم برخی گفتند نداریم و اضافه نمی کنیم خلاصه هر کدام چیزی گفتند. بعد رفتیم خدمت آیت الله بهجت ره ایشان اصلا نه گفتند نداریم نه گفتند داریم نه گفتند اضافه می کنیم نه گفتند نمی کنیم فقط ده دقیقه صحبت کردند. فرمودند اگر خیال می کنید اضطراب و این مشکلات اقتصادی و ناراحتی ها با این کار که مثلا صد هزار تومان به شهریه طلبه ها اضافه کنیم حل می شود خیر حل نمی شود. صد هزار تومان که شهریه اضافه شود دویست هزار تومان برای خودمان خرج اضافه می کنیم و دوباره باز صد هزار تومان کم داریم. بعد ایشان فرمودند اگر میخواهید آرامش حاکم شود خدا را به طلبه ها یاد بدهید. آیت الله مصباح می فرمودند شما فرض کنید این مشکلات اقتصادی و تحریم ها حل شود بعد چطور می شو؟ اصلا عالی حل بشود و سر کیسه های دلای باز شود داخل مملکت ما، یک مقدار مردم بیشتر رفاه زده می شوند و مقداری هم توقعات می رود بالاتر همین. اینها خیالات است. یا قرآن را قبول داریم یا نداریم. می فرماید الا بذکر الله تطمئن القلوب. قرآن می فرماید انسان وقتی آرامش پیدا می کند که به جایی وصل شود که انتم الفقراء و الله هو الغنی. به جایی وصل شود که ان الله علی کل شیء قدیر. حالا جیبش پر پول باشد اما خدای نکرده خدا برای هیچکس نخواهد سرطان گرفته باشد به چه کارش می آید. اینها خیالات است که فکر کنیم پول گیرمان بیاید دیگر همه ی مشکلات حل می شود. من اول باید خودم یاد بگیرم بعد هم به دیگران یاد بدهم که لاحول و لا قوه الا بالله.

حجت الاسلام و المسلمین فقیهی سپس به بیان نکته ای پیرامون سخنرانیهای رهبر معظم انقلاب پرداخته و افزودند: شما سخنرانی ها را گوش بدهید و دقت بکنید یک تفاوت خیلی فاحش بین سخنرانی های مقام معظم رهبری دام ظله با بقیه هست. مقام معظم رهبری چند جمله که می گویند می فرمایند به فضل خدا، به توفیق الهی، با عنایت الهی، یادشان نمی رود این را بگویند. اما ما در حرفهایمان این نیست. درست است خیلی محکم می فرمایند که ما می توانیم اما یادشان نمی رود و مرتب می گویند به فضل الهی و به توفیق خداوند. اینها چیزهایی نیست که آدم حفظ کند و بگوید بلکه باید باور داشته باشد.

این استاد علوم قرآنی حوزه در ادامه­ با نقد روشها و راه کارهای اخلاقی غیر قرآنی تصریح کردند: حالا از همه­ی مسائل که بگذریم میخواهیم اخلاقمان را درست بکنیم. این چیزهایی که در کتابهای اخلاقی تحت عنوان اخلاق ارسطویی نوشته اند همه اش نادرست است. خدا در این اخلاق نیست که مثلا سخاوت ملکه بشود شجاعت ملکه بشود و امثال اینها خب حالا همه اش ملکه شد خدایش کو؟ این علوم تربیتی جدید کاملا سکولار است. راهکارهای تربیتی سکولار و مشاوره های سکولار. تربیتی که قرآن می خواهد این است که خدا را باید نشان داد. اینکه اینهمه می گویند آیت الکرسی بخوانید برای سلامتی و چیزهای دیگر برای این است که این جنبه در آن خیلی پر رنگ است. مرحوم علامه طباطبایی ره در المیزان می گویند آیت الکرسی همین است “الله لا اله الا هو” ، و باقی آیه توضیح همین قسمت است. آیت الکرسی یعنی آدم به این مطلب برسد که الله لا اله الا هو، فقط او است. این باید حاصل بشود. آنوقت مرحوم علامه در المیزان می فرمایند اگر این توحید به این صورت حاصل بشود همه ی این فضائل در انسان جمع می شود. آدم خدایی می شود، اولیاء الله می شود. گمشده ی این عالم و بشر خداست. آدم از مردم تعجب نمی کند از ما طلبه ها تعجب است که قرآن را می خوانیم اما به این معانی توجه نداریم که هیچ اتفاقی در این عالم نمی افتد الا اینکه قرآن می فرماید خدا. می گوید ابر شده است دارد باران می آید! خیر هیچ جای قرآن نداریم باران می آید، بلکه می فرماید “هو الذی انزل من السماء ماءاً “. تا باران می آید خدا را می بیند که عجب خدا دارد رحمتش را نازل می کند.

یک وقتی شخصی برای مرحوم آیت الله بهاء الدینی یک گلدان خیلی قشنگ آورده بود. منزل آیت الله بهاء الدینی هم حیاتش را سقف زده بودند و حسینیه کرده بودن. وقتی ایشان تشریف آوردند دیدند این گلدان را گذاشته اند لب حوض. یک آقا سید عباسی هم بود که خادم ایشان بود، فرمودند آسید عباس این گل کجا بوده؟ گفت آقا یکی برای شما آورده است. فرمودند ما گل نمی خواستیم، گفت آقا برگ درختان سبز هر ورقش دفتری است معرفت کردگار، تا این شعر را خواند ایشان فرمودند اینها شعر است. اگر کسی خدا را نبیند در قشنگترین گلها هم خدا را نمی بیند، تا میبیند میگوید آهان بذرش کجا بوده؟ چه کودی بهش دادی؟ و… اما اگر کسی خدا ببیند در خار بیابان هم خدا می بیند. به دریا بنگرم دریا تو بینم، به صحرا بنگرم صحرا تو بینم، به هرجا بنگرم کوه و در و دشت. قرآن چنین انسانی میخواهد. ان الله فالق الحبّ و النوی. که تا چشمش به این گیاه و چمن افتاد بگوید خداست این را رشد می دهد. حتی اعمال اختیاری انسان را قرآن کریم می فرماید کار خداست. و الله خلقکم و ما تعملون. خدا یک همچین بنده ای میخواهد. صبح از خواب بیدار می شود بگوید الحمدلله الذی احیانی بعد مماتی. خوابیده بودم مثل مرده، خدا بیدارم کرد. اینها مقدمه بود و صورت مسئله بود که عرض کردم برای اینکه یک همچین دغدغه ای و یک همچین بحثی باید در زندگی ها شروع بشود. خیلی هم نیاز به مباحث علمی و کتاب و فلسفه و عرفان هم ندارد هیچ چیز هم نمی خواهد برای اینکه قرآن هدیً للناس برای مردم است. البته مطالب مهم و عمیق هم هست برای اهلش اما این مسئله باور خدا و حضور خدا در زندگی را قرآن با زبان ساده برای همه­ی مردم بیان فرموده است. فقط یک مقدار تامل و دقت می خواهد که انسان ببیند.

 

 

پیمایش به بالا